بیجنبههای بیشخصیت!!!
_مطلب اول با تیتر "آقا ببخشید زن ایده آل شما؟!" که تموم شد جلوی سرور نشستم و پرسیدم از نظر تو یه زن خوشگل چه خصوصیاتی داره؟ بدیهیه که منتظر بودم از سر ادب هم که شده خصوصیات من رو بگه ولی به جاش شنیدم بلند درشت، سفید،, چشم عسلی.
"عجب بیشعوری هستی" خیلی با مشقت تبدیل شد به یه لبخند از سر بزرگواری و "آخی پس چه جوری منو ده سال تحمل کردی". بعد سرور شروع کرد به مصداق آوردن برای ایده آلهای ذهنیش: "به نظرم اون همسایه قبلیمون خوشگل بود". "یه دوست داشتی چند سال پیش رفت خارج یادته؟ اونم خوشگل بود". "اوه اوه اون دختره که خونه فلانی دیدیم که محشر بود". "منشی دکتر فلانی یادته؟ عجب لعبتی بود".
سخن که به اینجا رسید و عدد زنهای خوشگل داشت به تعداد موهای سر سرور میرسید دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و مجبور شدم سرور رو اساسی توجیه کنم!
آخر شب که سرور میخواست بخوابه صداش میومد: "عزیزم تو واقعا ماهی، خوشگلی، حرف نداری، محشری ... .
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه.
من به یک آینه , یه بستگی پاک قناعت دارم.
من میخندم اگر هزار بار سپایدرمن رو از سفره هفت سینم بردارم و دوباره همونجا ببینمش.
اگه در یخچال رو باز کنم و همه تخم مرغها رو آبرنگی ببینم .
به زنهایی که میخوان درست جلوی مغازه و تو جایی که نیم متر از ماشینشون کوچکتره پارک کنن.
به سمنو هایی که همه رو عمه لیلا میپزه و رستورانهایی که همه اکبر جوجه ان و شاندیز
و ایضا به کیفهایی که مارک روش گوچیه و مارک توش آذین بگ.
به خانما نیایین تو ! صد و بیست تومن دادم که برینن تو سرم.
به روسریهای دو تومنی و به کفشهای شصت و پنج تومنی .
به شعر مزخرف "عید اومده ببه به , بلبلا آواز میخونن چچه چه"
زندگی رسم خوشایندی است.
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
فکر کنم دو یا سه بعد از ظهر بود . روی کاناپه یه وری شدم و داشتم عشق میکردم از اینکه پارسا سرش گرمه و میتونم چشمامو دو دقیقه ببندم که پیغام اومد .
آقای ... مسوول فلان بخش کمیته امداد شهرستان فلان .
شروع کردم: ای بابا باز دم عید شد کاسه گدایی اینا راه افتاد. چه غلطی کردیم یه بار جو زده شدیم شور نیکوکاری درمان غلیان کرد و اینجوری گرفتار شدیم. وقتی با اکراه بازش کردم با بهت خوندم:" هشتم مارچ روز تلاش برای برابری برتمام زنان این سرزمین مبارک "!
اسم رو یه بار دیگه چک کردم. واقعا خودش بود .درود بر بازار یابی مبتنی بر اصول روانشناختی . اذعان میکنم با کمال رغبت قول دادم فلان مبلغ رو واریز کنم و به این نتیجه رسیدم که زیر اونهمه ریش و پشم گاهی به جز شپش چیزهای دیگه هم پیدا میشه.
_مامان من خیلی تورو دوست دارم .
_ یعنی چقدر؟
_یعنی از ته فاضلاب تا کره ماه!
_چه خوب .اونوقت چرا منو اینقدر دوست داری؟
_ چون تو اینقدر قوی هستی که حتی از زرافه هم تند تر میدوی!
_ پارسا صد دفعه گفتم شلوارت رو بپوش.
_چشم مامان خوشگل عزیزم. شما اگه یه دقیقه خفه شی خودم میپوشم!