1 - سال اولی که با سرور ازدواج کرده بودم هر از گاهی بابام به سرور یاد آوری میکرد که مرد باید بوی عرق بده. اون موقع سرور که هنوز به سیستم گفتاری خانواده ما وارد نشده بود گاهی بهش برمی خورد, گاهی میگفت بعله, گاهی غر میزد که این چیه بابات هی میگه و... تا اینکه بلاخره دوزاریش افتاد منظور طرف اینه که برای اثبات مردانگیت _به جای عطر و اودکلن_ بهتره بوی دیگه ای از خودت متصاعد کنی.
2 - ساعتی که سرور میرسه خونه معمولا ساعتیه که خونه کاملا مرتبه, بوی غذا پیچیده, پارسا آرومه و توی اتاقش بازی میکنه و از بخت بد معمولا وقتیه که مادر بچه ها کارش تموم شده و چای به دست مشغول زیر و رو کردن کانال های ضاله است بلکه چیزی ببینه غیر از جنازه و چیزی بشنوه ورای مذاکره که در همین حین سرور وارد میشه و با دیدن مصداق عینی باورهای کودکیش یقین متقن پیدا میکنه که این تصویر دلپذیر فقط و فقط با یه بشکن حاصل شده و لاغیر. اینجاست که منشا خیر و برکاتش راه میافته و میگه اونچه رو که نباید بگه و کار بیخ پیدا میکنه.
3 - اینو میدونستم که توی ذهن یه مرد, مادر, تجسم مفهوم جنس مونثه. چیزی که نمیدونستم این بود که محاله بتونی یه ذره از این تصویر رو جابجا کنی یا حداقل رنگهاشو عوض کنی.جنس مونث ذهن سرور زنی است تپل, سفید, لپ گلی و زاغ.
جنس مونث ذهن سرور یه کارایی رو خیلی دوست داره: جارو, گردگیری, خرید قابلمه, حموم رفتن دسته جمعی, خواب چهار ساعته بعد از ظهر, نماز خوندن, سریال دیدن, شصت کیلو نخود و باقالی پاک کردن, بستنی, شیرینی و مهمونی.
جنس مونث توی ذهن سرور از بوی عطر بدش میاد. بوی محبوبش بوی وایتکسه و پودر. بوی ماهی, پیاز سرخ کرده و بوی قرمه سبزی.
زن ذهن سرور هیچ وقت لاک نمیزنه چون باید نماز بخونه. چون اینقدر دستاش رو آب میکشه که لاک روش نمیمونه. به جاش همیشه زیر ناخنهای نشکسته اش سبزه.
سرور از جنس مونث ذهنش بیخبره. برای همین هم نمیدونه چرا وقتی برای پارسا نقاشی میکشه همیشه مامان رو چاق میکشه و کوتاه در حال شستن ظرف. نمیدونه چرا دلش میخواد مامان با سوزن زدن!!! پول در بیاره یا نمیدونه چرا از عکس گرفتن مامان اینقدر عصبانی میشه.
سرور گیر کرده. مثل هزار هزار مرد دیگه. مثل هزار هزار مرد دیگه که دوست دارن ولی نمیتونن بگن زن باید بوی قرمه سبزی بده.