|
|
||||
|
|
||||
|
وای خانم اینقدر من بدم میاد از این زنایی که هی به شوهرشون سرویس میدن.تو این تعطیلات رفته بودیم همدان موقع برگشت شوهرم حسابی تشنه اش بود میگفت آخی بریم خونه خودمون یه لیوان از اون آبمیوه های اساسیت برام بگیری . میدونی شوهرم عادت داره ظهر ها بیاد خونه ناهار بخوره یه چرتی بزنه دوباره بره خوب میدونی من خیلی مراقبم که بهار سر و صدا نکنه که این طفلک از خواب نپره.
دختره همینطور که به موهام ور میرفت از شوهرش میگفت و اینکه خیلی پابند زندگی نیست و بارها بهش خیانت کرده و فقط به خاطر بچه هاشه که مجبوره بمونه و باهاش زندگی کنه و ... .
آقا ما جواد ,ضایع , لمپن , غربتی کنسرت ندیده , مرفه بی درد , اصلا اند ضلالت .
توی فیلم دختره گفت :"مردها ... هستند. مردها هنوز ... هستند" و من که تنبلیم میامد بلند شم داد زدم : سرور ! میشه معنی لغت ... رو برام پیدا کنی؟
آقا نشد ما یه کتاب راجع به بچه ها بخونیم و برسیم به قسمت رشد جنسی و نبینیم که سفارش پشت سفارش بیاد که درباره اندام جنسی بچه اتون که حرف میزنین اسم درستش رو بیان کنین:
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||