بسم الله الرحمن الرحیم.
والله من کوچیکتر ازاون هستم که بخوام خودم رو در ملاء عام اینگونه به نمایش بگذارم ولی به هرحال تکلیفی هست که بر دوش بنده گذاشته شده و باید خداوند رو شاکر باشم و در همینجا تشکر کنم از دوستان بزرگواری که این فرصت رو در اختیار من قرار دادند و اتفاقا به چه نکته ظریف و دقیقی اشاره کردند.
نکات مورد درخواست به شرح زیر اعلام میگردد:
الف _ دوبار در اوان طفولیت حدود هفت یا هشت سالگی دزدی مختصری از اینجانب سر زده است .بار اول کارتهای بازی خدا دوست دارد و خدا دوست ندارد و بار دوم اسباب بازی دختر عموی سه ساله که عبارت بود از عروسکی کوچک درون قوطی کبریتی بزرگ.
ب_ به عرض سروران بزرگوار میرسانم که اینجانب به یاد ندارم در تمام این سی و دو سالی که از خدا عمر گرفته ام غیر از حمام به حمام صورتی شسته باشم یا شانه به مویم خورده باشد.
ج_کرم پودر مصرفی اینجانب از نوع ساویز شماره چهل و پنج میباشد (جواد و مترادفهایش حواله خودتان باد).
د_ وسواس ذهنی عجیبی نسبت به مسائل مضحکی مانند رنگ مایع ظرفشویی و صابون ,طرح دستمال توالت یا اندازه سیب زمینی و پیاز به غایت موجود است.
ه_ هنگام رانندگی دهان به میل و اراده شیطان بسیار باز و بسته میشود و اگر حضور آقا زاده مانع نباشد سلسله کسانی که راه ندهند, بوق بزنند ,فس فس کنند ,ماشینشان مدل بالاتر باشد ,راننده اش خوشگلتر باشد ,ضبطشان دوپس دوپس بیشتر کند و الی الاخر حسابی میجنبد.
در آخر به مناسبت اینکه این رسم نکو پاس داشته شود از دوستان دیده و نادیده اکسیر , آسپرین ,چند گانه ,الیزه و شکوفه در خواست میگردد دعوت اینجانب را اجابت نمایند.