وقتی از قنادی اومدیم بیرون و دیدم مردی که اومده بود برای تولد خانمش کیک بگیره جلوی دختری که کنار خیابون ایستاده بود بوق زد شروع کردم به بد و بیراه گفتن و با خودم و سرور کلنجار رفتن. بعد سرور روزی رو به یادم آورد که در برابر گپهای اساسی ای که دوست متاهلم با یکی از دوستای سرور میزد هیچ عکس العملی نشون ندادم و حتی سرور و شوهر دوستم رو متهم به دگم بودن کردم .
شاید حق با سرور باشه و من نمیتونم عادلانه قضاوت کنم.
" همینه که نمیذارن قاضی بشین " هم شاید حرف بی ربطی نباشه.