وقتی بابام گفت اینهمه دم از اینترنت میزنی حداقل یه سایتی , وبلاگی , چیزی راه بنداز دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و قیافه گرفتم که وبلاگ دارم .خیلی وقته! و همون موقع برای سرور محرز شد که شکش بیخود نبوده.
شب کامپیوتر زیر ورو بود ولی خوشبختانه چیزی دستگیرش نشده بود . دیگه آخرش دلم سوخت و وبلاگ رو بهش نشون دادم البته با احتیاط و اون قسمتهایی رو که از سرور توش خبری نبود.
خیلی عکس العمل نشون نداد فقط اولش گفت فانوسش خوشگله (که البته کار من نیست) و آخرشم اعتراض کرد چرا اسم منو گذاشتی سرور . هرکی بخونه یاد زن هاشم آقا میافته!!!
با یه شوهر اند احساسات چیکار باید کرد؟
من یکی که طبق تحقیقات به عمل آورده با بکارت موافق شدم. اینقدر بعضیا از بکارت و طهارت میگن که آدم ناخود آگاه هرجا فعل از ریشه بکر میبینه توجهش جلب میشه.
در راستای همین مطالب عالمانه و جاهلانه ای که داره رد و بدل میشه یه کلمه هم من به نقل از روزنامه همشهری هفته پیش که لاش سبزی بود نقل میکنم با عنوان وقتی عنکبوتها عاشق میشوند.
در این مقاله افاضه شده که وقتی عنکبوتهای گونه فلان(تلفظش رو بلد نیستم) تصمیم به جفت گیری میگیرند به واسطه غریزه ذاتی خود یک عنکبوت ماده باکره رو انتخاب میکنند. دلیلش هم اینه که عنکبوت ماده ای که برای نخستین بار با یک نر جفت گیری میکند همیشه سعی میکنه که تخمکهایش را با اسپرم این عنکبوت لقاح دهد درحالیکه جفت بعدی که به این عنکبوت ماده نزدیک میشود مورد توجه وی قرار نگرفته و هیچ اشتیاقی نیز برای لقاح اسپرمهای او با تخمکهایش ندارد.
در ضمن یه دلیل دیگه هم داره که عنکبوتهای نراز ماده های غیر باکره پرهیز میکنند و اون اینه که عنکبوتهای ماده ای که قبلا جفت گیری کرده اند گاهی اوقات عنکبوتهای نر را هنگام جفت گیری کشته و او را میخورند.
حالا خواهران عزیز !خودتون با همون عقل نصفه اتون قضاوت کنین که برادران ما چیشون از عنکبوت کمتره؟ عنکبوت حیوان نجیبی است . زیباست . اسمش در قرآن امده است . هزار و یک فایده برای بشریت داره. مردان ما چرا نباید به عنکبوت اقتدا کنند؟ اگر یه غلطی کرد این عنکبوت نر و اومد یه ماده نعوذ بالله دست خورده نا نجیب رو گرفت چشمش کور باید کشته شه . خورده شه.
مردای ما هم اگه بیخود تحت تاثیر این ماهواره ها قرار نگیرن و به اصلشون برگردن به این نتیجه میرسن که ماده باید باکره باشه وگرنه علاوه بر اینکه انگار با یه دستمالی که توش فین شده و نجاست باهاش پاک کردن همبستر شده اند خطر ناک هم هست و ممکنه یه روز کار دستشون بده.
من همینجا ختم جلسه رو اعلام میکنم و از مردان عزیزمون میخوام که این دختره ناکره رو به مورد عفو قرار بدن. اشتباه کرد. گلاب به روتون شکر خورد. دیگه قول میده سرش به بکارت خودش باشه و به مال مردم کار نداشته باشه.
جدیدا" یه نگاه به قصه های بچگیتون کردین؟ مثلا" از خاله سوسکه خبر دارین؟
میدونین خاله سوسکه دیگه الان ابروهاش کمونیه کفشاشم صورتی پاشنه دار شده ؟ دنبال شوهر هم نمیگرده . میره کارگری که خرج جهازش رو در بیاره بعد زن آقا موشه بشه؟ از کتک متک هم خبری نیست .حرف از سفر و گشت و گذاره. قراره توی سفر اگه خاله سوسکه خسته شد سوار دم نرم و نازک آقا موشه بشه به جای اینکه باهاش کتک بخوره.
خوب البته در ازای اینا و کتک نخوردنش باید یه چیزایی رو تحمل کنه: بی پولی رو .
اما جیبام برای این سیر و سفر خالیه
نه بار سنگین دارم
نه پول نه ماشین دارم
اما اگه خسته شدی سوار میشی روی دمم
سفر میریم هر دو باهم .
خدا آخر عاقبتشون رو به خیر کنه.
شاید زیاد هم بد نباشه . همینجوری پیش بریم تمام داستانهامون هم دچار در حال توسعه بودن میشه و بچه ها کمتر دچار تضاد میشن.
Saturday, October 08, 2005
دکتر میپرسه خوب مشکل چیه؟
_ نمیدونم احتمالا افسردگیه . همه علائمشو دارم به جز خودکشی.
_ توضیح بده حالتهاتو.
_ هیچ انگیزه ای تو زندگیم ندارم جز اینکه به بچه ام فکر کنم. وسواس گرفتم .هی فکر میکنم میدزدنش.
_ از کی اینجوری شدی.
_ دوساله .قبلش روی شوهرم وسواس داشتم .
دکتر پوزخند میزنه. میگه اونم میدزدیدن؟
جبهه میگیرم. میگم دکترا که باید بهتر آمار داشته باشن.
خودشو جمع میکنه.
_ ادامه بده .از کی احساس کردی داره حالتهات عوض میشه.
_ از بعد از دانشگاه .وقتی کاری که دلم میخواست پیدا نکردم .
_ عوضش شوهر پیدا کردی.
خفه خون میگیرم. با یه دیوونه طرفم؟
دکتر میفهمه .میگه وقتی پرونده یه زن رو میذارن جلوم اولین چیزی که نگاه میکنم اینه که ببینم متاهله یا نه. اگه باشه میفهمم که این مریض قابل درمانه .بی شوهری بد دردیه .از من دکتر قبول کن.
انرژیم تموم شده .بیحال از مطب میام بیرون. قرصا رو میخورم .دکتر دیوونه افسردگیم رو تایید کرده.