دکتر میپرسه خوب مشکل چیه؟
_ نمیدونم احتمالا افسردگیه . همه علائمشو دارم به جز خودکشی.
_ توضیح بده حالتهاتو.
_ هیچ انگیزه ای تو زندگیم ندارم جز اینکه به بچه ام فکر کنم. وسواس گرفتم .هی فکر میکنم میدزدنش.
_ از کی اینجوری شدی.
_ دوساله .قبلش روی شوهرم وسواس داشتم .
دکتر پوزخند میزنه. میگه اونم میدزدیدن؟
جبهه میگیرم. میگم دکترا که باید بهتر آمار داشته باشن.
خودشو جمع میکنه.
_ ادامه بده .از کی احساس کردی داره حالتهات عوض میشه.
_ از بعد از دانشگاه .وقتی کاری که دلم میخواست پیدا نکردم .
_ عوضش شوهر پیدا کردی.
خفه خون میگیرم. با یه دیوونه طرفم؟
دکتر میفهمه .میگه وقتی پرونده یه زن رو میذارن جلوم اولین چیزی که نگاه میکنم اینه که ببینم متاهله یا نه. اگه باشه میفهمم که این مریض قابل درمانه .بی شوهری بد دردیه .از من دکتر قبول کن.
انرژیم تموم شده .بیحال از مطب میام بیرون. قرصا رو میخورم .دکتر دیوونه افسردگیم رو تایید کرده.