اسم آقای همسایه ما مهدیه. چند وقت پیش سه چرخه پارسا خراب شده بود و من داشتم توی حیاط زیر و روش می کردم که آقای همسایه اومد و یه دستی بهش زد و درستش کرد. شب که سرور اومد پارسا گفت بابا عمو مهدی اومد رفتیم زیر زمین ! دوچرخه منو درست کرد. سرور پرسید چطور به اون گفتی؟ گفتم من نگفتم خودش داشت رد میشد پیشنهاد داد درست کنه.
هفته پیش خانم همسایه ماشین لباسشوییش رو روشن کرده بود و چون را ه آب یا چه میدونم چاه یا به قول سرور کف شور آشپزخونه اش گرفته بود و باز به دلیل اینکه لوله کف شورهای ما مشترکه آب از راه آب آشپزخونه ما زد بالا. زود به همسایه تلفن کردم و گویا شوهرش بلافاصله نمیدونم چی چی ریخت تو چاه و باز شد. پارسا پرسید چرا دیگه آب ازش نمیاد بالا ؟ گفتم چاه گرفته بوده بعد عمو مهدی درستش کرد. شب که سرور اومد خونه پارسا گفت بابا عمو مهدی اومد خونه ما چاه رو باز کرد. سرور از من پرسید واقعا"؟ گفتم نه بابا چاه خونه خودشونو باز کرد. سرور کله جنبوند و رفت.
دیروز پارسا نهارشو که خورد رفت سراغ ماشین کنترلیش. هرکاری کرد روشن نشد. یه خرده بهش ور رفتم دیدم درست نمیشه .بهش گفتم نمیتونم درست کنم بریم بخوابیم وقتی بیدار شدیم میدم یکی برات درست کنه. پرسید کی؟ اومدم بگم بابا بعد یادم افتاد دروغ به این بزرگی رو حتما باور نمیکنه بعد الکی گفتم عمو مهدی. وقتی بیدار شدم رفتم سراغ ماشینش و به هر بدبختی ای بود درستش کردم. پارسا که بیدار شد پرسید کی درست کرد؟ گفتم خودم مامان جان .
شب که سرور اومد پارسا بهش گفت بابا ماشینم خراب بود ظهر که خوابیدم مامان با عمو مهدی درستش کرد!!! پسرم دوتا دیگه از این چاخانها سر هم کنه قطعا باباش به یقین میرسه که عمو مهدی صبح تا شب ور دل ماست.