و آن روز / و آن لحظه ها / از خود گریختی / سر به بیابان یک درخت نهادی / به بالش یک وهم .
گریستی / من بیخبر / بر هر جهش / در هر آمد / هر رفت .
وای من / کودک تو / در شب صخره ها / از گود نیلی بالا چه می خواست؟
جاده تهی است / تو باز نخواهی گشت / و چشمم به راه تو نیست .
پگاه / درود گران از جاده روبرو سر میرسند / رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.