|
|
||||
|
|
||||
|
امروز داشتم با پارسا و دوتا پسر بچه ديگه تو حياط بازي مي كردم.يكي از همسايه ها سرش رو از پنجره آورد بيرون و داد زد:حاج محمد حسين! حاج محمد حسين!سرم رو بالا كردم كه بگم اقاي فلاني حاج محمد حسين اينجا نيست و فقط بچه ها دارن بازي مي كنن كه پسر بچه چهارساله اش كه داشت با پارسا بازي مي كرد دويد و گفت بعله.تعجب كردم از اينگه تا يه ماه پيش يعني قبل از اينكه اين خانواده همگي برن مكه ما همش مي شنيديم محمد حسين كره خر.يعني هروقت صداشون از توي حياط خلوتشون ميامد محمد حسين بدون پسوند كره خر نبود.حالا چطور شد يه ماهه از كره خري به حاجي ارتقا پيدا كرد نميدونم. حالا اصل ماجرا مونده همينطور كه داشتم به اينا فكر مي كردم محمد حسين برگشت و با ديدن اون يكي پسر بچه كه سوار چرخش شده بود يه دفعه داد زد :پياده شو تخم سگ لا مصب!برام جالب بود كه دنياي بچه ها اينقدر زود از هم جدا ميشه.از سه چهار سالگي ياد مي گيرن كه حاجي باشن و از اون مهمتر ياد مي گيرن در عين اينكه حاجي هستن, تخم سگ هم بگن.يه همچين احساسي رو دو ماه پيش هم داشتم.پارسا رو برده بودم پارك.همينطور كه داشت مي دويد افتاد زمين و دستاش خاكي شد. يه دفعه يه دختر بچه اومد طرفش و دستش رو گرفت و برد طرف شير آب و بهش گفت زود باش دستت رو آب بكش. هي گفت و هي پارسا نگاش كرد. آخرش به من گفت حاج خانم بهش بگين دستشو آب بكشه حرف من رو گوش نمي گيره! مجبور شدم دخالت كنم و دايره لغات پسرم رو افزايش بدم و بهش بفهمونم دستت رو آب بكش يعني دستت رو بشور.پارسا زود فهميد ولي اون دختر بچه احتمالا نمي فهمه دست شستن همون دست آب كشيدنه و حتما بايد دستاشو آب بكشه تا مطمئن شه تميز شده اند.
تيتر"زني با همدستي مردي شوهرش را كشت"خيلي عجيب نيست. تازگيا تكراري شده.پديده
اين كه يه زن تو چهل و دوسالگي عاشق بشه اينقدر وسوسه انگيز هست كه آدم بخواد "عادت مي كنيم "پيرزاد رو بخونه.همه چيز توش آشناست. اسم مغازه ها ,آهنگها , اصطلاحات و حتي وبلاگها. آخرشم همونيه كه توقع ميره .شايد آدم دلش بخواد يه جور ديگه باشه ولي اون شخصيت آخرش بايد همين كارو بكنه. كتاب كه تموم شد هركار كردم نتونستم بيشتر از "چراغها را من خاموش مي كنم "دوستش داشته باشم.شايد چون خط قرمزش پر رنگتر بود برام دوست داشتني تر بود.هرچند تقريبا هممون پشت اين خط مي مونيم ولي همينكه داد نميزنيم آهاي من عاشق شدم بياين سرمو ببرين خودش جراته.همينكه ميذاري دلت قيلي ويلي بره يا اجازه ميدي دوباره قلبت مثل بيست سال پيش گرومپ گرومپ صدا بده هنر كردي.نميارزه آدم يه ذره ريسك كنه كه يه بار ديگه يكي توي گوشش بهش بگه دوستت دارم؟
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||