Tuesday, March 16, 2004

 

علارغم همه نگرانیها و نا امیدیها باز هممون هفت سین می چینیم و دلمون رو خوش می کنیم به حرف مادر بزرگ که می گه سالی که نوروزش به شنبه بیافته سال پر برکت و خوش یمنیه.
سال نو مبارک.

Monday, March 08, 2004

 

چند وقته به این نتیجه رسیده ام که حرف زدن از حقوق زن و تجمع کردن و شعار دادن فقط یه مشت اداست که زنهایی که تحت فشار نیستن می تونن از خودشون دربیارن. وقتی می بینم دوست بچگیم که تحصیلکرده است و از لحاظ مالی هم مستقله از شوهرش که مهندس عمرانه کتک می خوره ,وقتی زن همسایه از هول شوهرش فشارش می شه شش و مدام بالا میاره ,وقتی می خونم یه زنی برای خلاص شدن از دست شوهرش بچه اش رو خفه می کنه و وقتی می شنوم یه مردی می گه زن مستراح مرده خجالت می کشم از حقوق زن بگم. دیگه روم نمی شه به تجمع تو پارک ملحق بشم بعدش هم برم کافی شاپ سیگار بکشم و از زنها دفاع کنم. من با جمله " دست کسی رو که نمی تونی قطع کنی ببوس" موافقم .تو مملکتی که آدم از هر راهی به جز راه قانونی میتونه به مقصد برسه اگه زنها یاد بگیرن از سلاحهای خودشون استفاده کنن شاید وضعشون خیلی بهتر بشه.

Friday, March 05, 2004

 

بعضی وقتا اگه سلیقه زن و شوهر یکی باشه خیلی خوب می شه. مثلا" وقتی یه مردی زن دوم می گیره خاله خانباجی که دور هم جمع می شن می گن فهمیدی فلانی رفته زن گرفته؟ خاک بر سرش زن خودش عین پنجه آفتابه ولی رفته یه زنیکه سیاه بدترکیب رو گرفته! زن اول هم همینطور حرص می خوره که اگه یه زن خوشگل گرفته بودی دلم نمی سوخت چرا رفتی اینو گرفتی.هیچ کس هم فکر نمی کنه علف به دهن بزی شیرین اومده.
حالا نقل ماست. امروز با شوهرم رفته بودیم خرید. تو مغازه یه دختری داشت با فروشنده چونه می زد. من وایسادم به دختره نگاه کردم . از اون تیپهایی بود که همیشه فکر می کردم چرا خودشون رو اینقدر مضحک درست می کنن . از اونایی که کرم پودرشون رو صورت خوب نخوابیده و پوسته داده , مژه مصنوعی دارن ,مش موهاشون زرد زرده و آدامس می جوند بادهن باز.
تو راه برگشت شوهرم پرسید دختره رو دیدی تو مغازه عجب عروسکی بود!!! اول فکر کردم یکی دیگه رو می گه ولی با نشونیهایی که داد دیدم نه بابا خودشه.حوصله این رو که دوباره براش از معیارهای خوشگلی بگم نداشتم.دفعه های قبل هم بیخود می گفتم . سلیقه آدما رو عوض کردن سخته. منم بیخود می خوام اون سلیقه اش شبیه ما بشه.

Tuesday, March 02, 2004

 

جدیدا"صدا و سیما در راستای فرهنگ سازی و جا انداختن برخی سنتهای حسنه دین مبین تو اکثر سریالهاش مردانی رو نشون میده که دوتا همسر دارن. زن اول خانم آروم, محجبه (ترجیحا"چادری ),هنرمند و واجد جمیع خصائل پسندیده است.در عوض زن دوم شنگول منگوله ,روی روسریش شال رنگی داره ,روی بلوزش گردنبندی با سنگ درشت انداخته (یعنی مثلا" آخر خوشتیپیه)و کلی هم ابرو بالا میندازه و پشت چشم نازک می کنه. عجیبه که اکثرا" هم مورد استقبال خانواده ها قرار می گیره. همه منتظرن ببینن کی این دوتا زن از وجودهم مطلع می شن کی همدیگه رو می بینن و عکس العملشون چیه .واسه هم چشم و ابرو میان یا تو سرو کله هم می زنن. فقط از اونجا که برنامه نویسان خوش قریحه خودشون هم تکلیفشون با خودشون روشن نیست اشتباهی مردهای دو زنه شخصیت بد قصه اند. در صورتی که مردهای دو زنه اکثرا" مردهای غیرتی و مومنی هستند که برای جمع کردن زنها از خیابان و و سرپرستی ایتام و پیروی از سنت رسول خدا دست به این عمل خداپسندانه می زنن . اجرشان ماجور و سعیشان مشکور.

 

 

 

   
 

HOME 

ARCHIVES