چند روز پيش به عادت هروز بچه همسايه اومد كه با پارسا بازي كنه. مثل هميشه رفتن توي اتاق و شروع كردن به ماشين بازي. چند دقيقه اي كه گذشت ديدم برخلاف هميشه صداي بوق و تصادف و جيغ و دادشون نمياد.وقتي رفتم سراغشون ديدم بچه همسايه بلوز پارسا رو زده بالا و داره معاينه اش مي كنه يا به قول خودش دكتر بازي مي كنه.
حس بدي داشتم ولي خودم رو كنترل كردم و بهشون گفتم بيان براشون كتاب بخونم تا دست از بازيشون بردارن.
هميشه فكر مي كنم سخت ترين قسمت بچه بزرگ كردن سر همين قضاياي جنسيه.تو اين آشغالدوني كه تقريبا همه مجبورن نيازاي طبيعيشون رو سركوب كنن خيلي سخته كه بخواي بچه ات نرمال بار بياد.مخصوصا اينكه خودت هم مثل همه آدمايي كه اينجا زندگي مي كنن نرمال نيستي. بعد از هفت هشت سال كه داري با يكي زندگي مي كني هنوز سر اين قضيه خيلي چيزا هست كه بايد بينتون حل بشه.
خلاصه بعد از اينكه كتاب رو براشون خوندم بچه همسايه رو فرستادم خونه و براي پارسا توضيح دادم كه فقط مامان و دكتر اجازه دارن معاينه اش كنن و از اين حرفها. بعد هم كه خانم همسايه رو ديدم بهش گفتم يه ذره حواسش به پسرش بيشتر باشه.خانم همسايه در جوابم گفت آره اتفاقا پريروز پسرم اومد خونه و گفت مديرمون زده تو گوشم. وقتي رفتم مدرسه و علتش رو پرسيدم گفت توي دستشويي مدرسه با يه بچه ديگه داشته نميدونم چيكار مي كرده.
خونسرديش داشت حالمو به هم ميزد. هرچند كه مي دونم طبيعيه ولي من اگه بودم و بچه ام يه همچين كاري مي كرد دق مي كردم و تا راه حلش رو پيدا نميكردم آروم نميشدم.
امروز دوباره بچه همسايه اومد كه با پارسا بازي كنه. توي اتاق رفتن رو قدغن كردم و پيششون نشستم كه جلوي خودم بازي كنن. تلفن كه زنگ زد به اندازه دو دقيقه حواسم پرت شد و وقتي برگشتم ديدم پارسا رو برده زير ميز و مي گه اينجا حمومه بيا بشورمت.ديگه نفهميدم چه جوري فرستادمش خونه .احساس وحشتناكي داشتم .اينكه مادر اين بچه اينقدر بي مسووليته اصلا برام قابل هضم نيست.هيچ تلاشي نميكنه كه ذهن بچه اش رو به يه سمت ديگه هدايت كنه. بهش گفتم اگه كتاب مي خواي بدم بخوني ولي گفت وقت ندارم!!! .راست مي گه .تمام وقتش به جدول حل كردن و تلفن كردن مي گذره .ديگه وقتي نميمونه كه بخواد بچه تربيت كنه.
خيلي راه نيست بين يه آدم معمولي و بيجه و باغي. نميتونم بگم به من چه. نميتونم بگم من بايد فقط مواظب بچه خودم باشم . ميتونم نذارم بچه ام بيجه بشه ولي مگه قربانيهاي بيجه بچه هاي سالم و معمولي نبودن؟