ديروز يا پريروز روزنامه شرق يه مطلب مفصل نوشته بود در مورد هورمون درماني با تيتر " اميدي صد ساله كه به ياس بدل شد" . تاريخچه اش رو گفته بود و آخرش هم به اين نتيجه رسيده بود كه بر خلاف آنچه فكر مي كرده اند تاثير اين هورمونها در سلامتي بدن بعد از يائسگي آنقدرها هم چشمگير نيست . در واقع شايد به نوعي مضر هم باشه. مثلا در برابر كم كردن خطر شكستگي استخوان و سرطان روده احتمال ابتلا به سرطان پستان و سكته مغزي و قلبي رو بالا مي بره.
بچه كه بودم دوتا از دوستاي مادر بزرگم مدام سر اين هورمون درماني با هم جر و بحث مي كردن .يكيشون طرفدارش بود و هي تعريف مي كرد اون يكي هي نفي مي كرد. يكي مطلب در مورد فايده هاش مياورد اون يكي در مورد ضررهاش مي گفت.اين يكي تمام مريضيهاي اون يكي رو تقصير هورمون درمانيش ميدونست و اون يكي هم دليل تمام بيماريهاي اينو به خاطر عدم هورمون درماني .من فقط اين وسط خدا خدا مي كرد تا وقتي نوبت من بشه تكليف اين قضيه روشن شده باشه. براي همين وقتي اين مقاله رو خوندم يه نفس راحت كشيدم و كلي ذوق كردم كه سنم كمتر از اوني بوده كه بخوام موش آزمايشگاهي علم پزشكي بشم.
امروز وقت دكتر داشتم. وقتي كارم تموم شد بهش گفتم كه همچين مقاله اي رو خوندم و ازش خواستم نظرشو بهم بگه. جواب داد اينهمه دليل گفتي ولي فقط يه دليل كافيه كه خانمها اينكارو نكنن. اونم اينه كه هورمون درماني خطر زوال عقل رو بالا ميبره و خانمها هم كه از ابتداي خلقت در سلامت عقليشون ترديد بوده بهتره اين دارو ها رو مصرف نكنن !!!
جنس برتره ديگه . كاري نميتونستم بكنم جز اينكه با كمال بزرگواري تشكر كنم و به روي خودم نيارم كه منم زنم.