پسره ديروز از صبح به طرز حزن انگيزي تاب تاب عباسي رو مي خوند .البته به روش خودش يعني خداش رو قورت ميداد و نندازي رو با تشديد مي گفت ننازي . مثل وقتي كه مي خواد بشمره : يك, دو ,چاچار, پن, شيش ,نه ,ده. دلم سوخت برش داشتم رفتيم پارك . از فوايد خنك شدن هوا اينه كه پاركها خلوت مي شن و ديگه آدم راحت مي تونه يه صندلي خالي پيدا كنه. هنوز قشنگ لم نداده بود كه يكي نشست روم. به زحمت مانتومو از زيرش كشيدم بيرون.نگاه كردم ببينم كدوم ديوونه ايه كه اينهمه صندلي خالي رو ول كرده چسبيده به من. شناختمش .يكي از همون خانمهايي بود كه هر روز تو پارك مي بينيشون و مجبوري سلام عليك كني.دفعه اول كه ديدمش باردار بود و يه دختر چهار ساله هم داشت. دو سه روز بعد هم با دوتا بچه اومد. احوالپرسي كه تموم شد گفت: "خانوم نمي دوني چقدر اعصابم خرده. آخه آدم به كي بگه چقدر بهش فشار مياد". لبخند زدم و گفتم: "بعله همه همينطورن". باز گفت: "خانوم آخه اين مردا كه حاليشون نيست چقدر به آدم فشار مياد". گفتم :"بعله خوب شما خيلي سختته .دوتا بچه رو با هم بزرگ كردن واقعا فشاره.من تو همين يه دونه هم مونده ام".چند لحظه اي كه گذشت گفت: " من شكمم از چهار ماهگي ديگه اينقدر بزرگ بود كه نمي تونستم بغلطم. الانم دوماه از زايمانم گذشته و هيچ مشكلي نيست .خوب به آدم فشار مياد ديگه". چون ربط جمله ها شو با هم نفهميدم لبخند زدم و هيچي نگفتم.بعد پرسيد:"ببخشيد مي پرسم .شما چيكار كردين براي اينكه بهتون فشار نياد"؟ هر چي با خودم كلنجار رفتم ببينم از كدوم فشار حرف ميزنه نفهميدم.خنديدم و گفتم: "من درست متوجه نشدم فشار در مورد چي .اگه بچه رو مي گين كه خوب من يه دونه دارم و گاهي شوهرم بهم كمك مي كنه".بعد دوباره گفت :"نه الان تقريبا هفت هشت ماهه من خيلي تحت فشارم .به مردا كه نمي شه چيزي گفت فوري افترا به آدم مي چسبونن ولي خوب شمام زني ميدوني چقدر به آدم فشار مياد.آخه من كه مستقيم نمي تونم بهش بگم خودش بايد بفهمه بعد از اينهمه مدت چقدر به آدم فشار مياد". تازه بعد از اينكه گفت افترا قضيه فشار رو فهميدم. نميدونستم چي بگم .نميدونم چرا فكر كرده بود من تجربه خوبي در پيشگيري از فشار دارم كه اينا رو گفت. تنها كاري كه تونستم بكنم اين بود كه بلند شم و بگم :"خوب حتما نگران شماست و مي خواد شما اذيت نشين وگرنه حتما مي دونه چقدر داره بهتون فشار مياد".
بابا اين زنها خدا وكيلي بعضياشون نفرت انگيزن.من كه زنم نميتونم تحملشون كنم .آخه كدوم آدم نرمالي مياد تو پارك اينقدر فشار فشار كنه؟