Thursday, October 07, 2004

 

پسره ديروز از صبح به طرز حزن انگيزي تاب تاب عباسي رو مي خوند .البته به روش خودش يعني خداش رو قورت ميداد و نندازي رو با تشديد مي گفت ننازي . مثل وقتي كه مي خواد بشمره : يك, دو ,چاچار, پن, شيش ,نه ,ده. دلم سوخت برش داشتم رفتيم پارك . از فوايد خنك شدن هوا اينه كه پاركها خلوت مي شن و ديگه آدم راحت مي تونه يه صندلي خالي پيدا كنه. هنوز قشنگ لم نداده بود كه يكي نشست روم. به زحمت مانتومو از زيرش كشيدم بيرون.نگاه كردم ببينم كدوم ديوونه ايه كه اينهمه صندلي خالي رو ول كرده چسبيده به من. شناختمش .يكي از همون خانمهايي بود كه هر روز تو پارك مي بينيشون و مجبوري سلام عليك كني.دفعه اول كه ديدمش باردار بود و يه دختر چهار ساله هم داشت. دو سه روز بعد هم با دوتا بچه اومد. احوالپرسي كه تموم شد گفت: "خانوم نمي دوني چقدر اعصابم خرده. آخه آدم به كي بگه چقدر بهش فشار مياد". لبخند زدم و گفتم: "بعله همه همينطورن". باز گفت: "خانوم آخه اين مردا كه حاليشون نيست چقدر به آدم فشار مياد". گفتم :"بعله خوب شما خيلي سختته .دوتا بچه رو با هم بزرگ كردن واقعا فشاره.من تو همين يه دونه هم مونده ام".چند لحظه اي كه گذشت گفت: " من شكمم از چهار ماهگي ديگه اينقدر بزرگ بود كه نمي تونستم بغلطم. الانم دوماه از زايمانم گذشته و هيچ مشكلي نيست .خوب به آدم فشار مياد ديگه". چون ربط جمله ها شو با هم نفهميدم لبخند زدم و هيچي نگفتم.بعد پرسيد:"ببخشيد مي پرسم .شما چيكار كردين براي اينكه بهتون فشار نياد"؟ هر چي با خودم كلنجار رفتم ببينم از كدوم فشار حرف ميزنه نفهميدم.خنديدم و گفتم: "من درست متوجه نشدم فشار در مورد چي .اگه بچه رو مي گين كه خوب من يه دونه دارم و گاهي شوهرم بهم كمك مي كنه".بعد دوباره گفت :"نه الان تقريبا هفت هشت ماهه من خيلي تحت فشارم .به مردا كه نمي شه چيزي گفت فوري افترا به آدم مي چسبونن ولي خوب شمام زني ميدوني چقدر به آدم فشار مياد.آخه من كه مستقيم نمي تونم بهش بگم خودش بايد بفهمه بعد از اينهمه مدت چقدر به آدم فشار مياد". تازه بعد از اينكه گفت افترا قضيه فشار رو فهميدم. نميدونستم چي بگم .نميدونم چرا فكر كرده بود من تجربه خوبي در پيشگيري از فشار دارم كه اينا رو گفت. تنها كاري كه تونستم بكنم اين بود كه بلند شم و بگم :"خوب حتما نگران شماست و مي خواد شما اذيت نشين وگرنه حتما مي دونه چقدر داره بهتون فشار مياد".
بابا اين زنها خدا وكيلي بعضياشون نفرت انگيزن.من كه زنم نميتونم تحملشون كنم .آخه كدوم آدم نرمالي مياد تو پارك اينقدر فشار فشار كنه؟

 

 

 

   
 

HOME 

ARCHIVES

March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
April 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
September 2007
October 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
December 2008
March 2009
April 2009
March 2010
April 2010
May 2010
July 2010
September 2010
November 2010