اندوه مرا بچين كه رسيده است / ديريست كه خويش را رنجانده ايم / و روزن آشتي بسته است.
مرا بدان سو بر / به صخره برتر من رسان / كه جدا مانده ام.
به سرچشمه نابهايم بردي / نگين آرامش گم كردم / و گريه سر دادم.
نه تو مي پايي / و نه كوه / ميوه اين باغ / اندوه ,اندوه.
گو بتراود غم / تشنه سبويي تو / افتد گل / بويي تو.
اين پيچك شوق / آبش ده / سيرابش كن / آن كودك ترس / قصه بخوان / خوابش كن.
انديشه / كاهي بود / در آخور ما كردند / تنهايي / آبشخور ما كردند.
اين آب روان / ما ساده تريم / اين سايه / افتاده تريم.
نه تو مي پايي / و نه من / ديده تر بگشا / مرگ آمد / در بگشا.
سهراب