اینترنت مثل رویا میمونه. آدمایی که رویا دارن و خیالپردازی می کنن آدمای سالمی میمونن. نرمالن.می تونن خیلی چیزا رو راحتت تحمل کنن. وقتی شب می شه و اهل خونه خوابن انگار رویا شروع میشه. مثل اون داستانه میشه که توش نصفه شب اسباب بازیها جون می گرفتن و مثل آدما زندگی می کردن.می تونی یه آدم دیگه بشی .بری یه جاهایی که صد سال دیگه هم نمیتونی بری.یه چیزایی رو ببینی که تو بیداری برای دیدنشون تکفیر می شی.میتونی بری سراغ اونایی که دوستشون داری بدون اینکه بخوای برای نگه داشتنشون بهشون باج بدی .می تونی با خیال راحت حس کنی که انگار دلت داره برای یکی می تپه بدون اینکه بترسی نکنه دارم گناه غیر قابل بخششی مرتکب می شم.میتونی ببینی فقط تو نیستی که گاهی دلت می خواد یکی دستت روبگیره و از اینجا ببرتت یه جایی که هیچ کدوم از اینایی که هر روز دارن خفه ات می کنن رو نبینی.می تونی هزار بار بگی اشتباه کردم.می تونی ببینی اگه اشتباه نکرده بودی الان جای کدوم یکی از این آدما بودی.
یکی دوساعت که خیالبافی می کنی وقت تموم می شه.تو باید بخوابی که صبح بتونی بلند شی صبحونه سرور رو بدی غذاشو براش آماده کنی قربون صدقه اش بری که روز خوبی رو شروع کنه. آخه خوب شاخ غول رو می شکنه که داره میره سر کار .مثل تو نیست که از صبح تا شب زیر کولر بشینه و استراحت کنه.مگه حدیث نداریم که مردی که صبح میره بیرون دنبال پول در آوردن ثواب جهاد رو می بره؟خوب تو هم باید یه جوری تو این ثواب شریک باشی . می گن جهاد زن خوب شوهر داری کردنشه.
بعد هم که نوبت بچه اته. دیگه باید مادری کنی .باید یه نفس قصه بگی ,ادای تموم حیوونای عالم رو دربیاری ,ببریش بیرون که انرژیش جمع نشه وحشی بشه, آبمیوه و کوفت و زهرمارش یادت نره,شصت دفعه عوضش کنی که یه وقت پوست گلش قرمز نشه.این وسطا یادت نره غذای یخکرده و میوه نصفه بچه ات رو بندازی بالا .اوخ اوخ الان شوهرت میاد بدو طالبی خنک ببر بیرون گرمه هلاک شد.
همه کاراتو که کردی میتونی بگی آخیش دوباره دوازده شد الان میرم تو رویا.دیگه از حالا تا یکی دوساعت دیگه مهم نیست یکی هی صدات کنه .هی غر بزنه الکی برای چی بیدارموندی.از الان تا دوساعت دیگه می تونی تو خیالت خودتو آدم فرض کنی . یه آدم واقعی که حق داره هر کاری دلش می خواد بکنه.