سرور گرامی پریروز از طرف شرکت با تنی چند از همکاران مشرف شده بود نمایشگاه تجهیزات نمی دونم چی چی.شب که اومد برخلاف دفعات قبل بسیار شنگول و منگول بود و اصلا"هم خسته نشده بود و خیلی تعریف می کرد که ایندفعه نمایشگاه خوبی بوده و از این حرفها.وسط حرفهاش هم در کمال موذیگری در عین حال که نشون میداد نمی خوام بگم ولی از دهنم می پره افاضات فرمودن که چقدر از جانب لعبتکان غرفه دار مورد توجه قرار گرفته اند و شماره ها رد وبدل شده و قولهای موکد داده شده که از تجهیزات معرفی شده استفاده بشه و الی آخر.حالا کدوم تجهیزات خدا عالمه.
متاسفانه (برای سرور گرامی )من اون شب در کمال صحت و سلامت بودم وتلاش سرور برای تحریک حس حسادتم نتیجه نداد به علاوه اینکه معلوم بود داره زیادی آب روغن میده. تو این مورد الگوش شده برادرم که شش ساعت و نیم از خوشگلی دختره و اینکه چه جوری مخش رو زدم و سوارش کردم و رفتیم فلان مکان و فلان مشروب رو خوردم و باقی قضایا تعریف می کنه بعد چند وقت بعد معلوم میشه یکی دیگه به آب و علف دختره رسیده .
دیشب هم که شنگولیش خوابیده بود قضیه رو نقد میکرد که اصلا" به خاطر فروش بیشتره که از این دخترا استفاده می کنن وگرنه هیچ کدومشون اطلاعات درست و کاملی ندارن و تمام مسوولیتشون فقط جذب مشتریه که اتفاقا"نتیجه هم میده. بعدش هم غر میزد که کشورای درست و حسابی محل کار کار می کنن ومحل تفریح تفریح .ما سر کارمون هم فکر چیزای دیگه ایم .برای همین صد سال دیگه هم فرقی با الانمون نمی کنیم.بعد هم گفت البته از نظر چرچیل دلیل دیگه ای برای عدم پیشرفت ما وجود داره. روزنامه شرق چند روز پیش نوشته بود چرچیل تو سفرش به ایران گذرش به کافه نادری میافته و سیگار میخواد .وقتی بهش میدن می گه ملتی که از این سیگارا بکشه هیچوقت پیشرفت نمی کنه.حالا نمیدونم کدوم سیگار رو بهش داده اند. احتمالا" یه چیزایی تو مایه های اشنو ویژه بوده.