|
|
||||
|
|
||||
|
بعضی وقتا هر کاری می کنم نمی فهم این زنهای مذهبی چه جوری می تونن اینقدر رفتار دو گانه داشته باشن.یکی از همسایه ها امروز دعوتم کرده بود به چایی . وقتی وارد شدم دیدم فقط یه حریر نازک تنشه و لاغیر.جدا از اینکه ادب حکم می کرد جلوی مهمون یه لباس مناسب تنش باشه از اینکه جلوی پسرش اینو پوشیده خیلی تعجب کردم . بعد از چایی هم به اصرار ازم خواست بعد از ظهر با هم بریم بیرون بچه ها رو بگردونیم. وقتی تو حیاط دیدمش خشکم زدیه خاله سوسکه به تمام معنی .تو خیابون از خجالتم به کسی نگاه نمی کردم . فقط دوتا چشم پیدا بود.یه رفتار عجیب دیگه اش اینه که از صبح تا شب داره سر تا ته خونه رو می شوره. حتی گاز و یخچال رو هم با شلنگ کر میده(به قول خودش) بعدهر دفعه از جلوی خونه اش رد میشی حالت به هم می خوره از بس جلوی درش کثیفه. رفتار سومش هم اینه که از ده تا جمله نه تاش راجع به نماز و سفره ابوالفضل و نذر فلان چیز و نقل فلان حدیثه بعد دیروز تعریف می کرد که حاملگی نا خواسته داشته و با تجویز خودش دارو خریده و بچه رو سقط کرده. ایناش به کنار تعریفهایی که از آقاش!!! می کنه آدمو روانی می کنه.از سلیقه آقاش بگیر که حتی لباس زیر خانم رو تهیه می کنه تا اسپرم آقاش که خیلی قویه و موجب دردسره. خدا می دونه که تو این یه ساعتی که کنارم نشسته بود چی کشیدم .نمی دونم چه جوریه که ما تو این ساختمون اینهمه لعبت داریم.شایدم من جدیدا" یه جوری شده ام که مورد توجه این شاهکارهای خلقت قرار گرفته ام.
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||