بعضی وقتا اگه سلیقه زن و شوهر یکی باشه خیلی خوب می شه. مثلا" وقتی یه مردی زن دوم می گیره خاله خانباجی که دور هم جمع می شن می گن فهمیدی فلانی رفته زن گرفته؟ خاک بر سرش زن خودش عین پنجه آفتابه ولی رفته یه زنیکه سیاه بدترکیب رو گرفته! زن اول هم همینطور حرص می خوره که اگه یه زن خوشگل گرفته بودی دلم نمی سوخت چرا رفتی اینو گرفتی.هیچ کس هم فکر نمی کنه علف به دهن بزی شیرین اومده.
حالا نقل ماست. امروز با شوهرم رفته بودیم خرید. تو مغازه یه دختری داشت با فروشنده چونه می زد. من وایسادم به دختره نگاه کردم . از اون تیپهایی بود که همیشه فکر می کردم چرا خودشون رو اینقدر مضحک درست می کنن . از اونایی که کرم پودرشون رو صورت خوب نخوابیده و پوسته داده , مژه مصنوعی دارن ,مش موهاشون زرد زرده و آدامس می جوند بادهن باز.
تو راه برگشت شوهرم پرسید دختره رو دیدی تو مغازه عجب عروسکی بود!!! اول فکر کردم یکی دیگه رو می گه ولی با نشونیهایی که داد دیدم نه بابا خودشه.حوصله این رو که دوباره براش از معیارهای خوشگلی بگم نداشتم.دفعه های قبل هم بیخود می گفتم . سلیقه آدما رو عوض کردن سخته. منم بیخود می خوام اون سلیقه اش شبیه ما بشه.