|
|
||||
|
|
||||
|
رهبر دیدار غیرمنتظره از بم داشت . یه کلاه و کاپشن کرم . ریشش رو هم کرده بود توی کاپشن.از بچه ها می پرسید آقا جان کلاس چندمی و از بزرگها می پرسید چند نفرت مرده اند ؟و به دنبالش می گفت خدا اجرت بده. حالا نمی دونم خدا چه اجری بهش بده جای بچه هاش پر می شه. بعد یه زنی اومد جلو گفت آقا چشمم معیوب شده دستتون رو بدین شفا بگیره .آقا اول چفیه اش رو داد. زن اصرار کرد .آقا دستشو پیچید تو چفیه مالید به چشم زن.
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||