میگن اینا دوباره جام زهر رو سر کشیدن .میگن خاتمی حقه باز میگه نه نه نه ولی قول امضای پروتکل رو میده.میگن چند وقت دیگه یه بهانه دیگه علم می کنن و به ما حمله می کنن. میگن کاش آمریکا حمله کنه پدر آخوندا رو دربیاره . میگن تو نمی فهمی .یادت نیست که زمان شاه ما چی بودیم . زندگی می کردیم و...
راست میگن .چیزایی که من یادمه وحشت یه دختر بچه است که شبها دوسه بار با صدای آژیر و بمب از خواب می پرید و قلبش گرمپ گرمپ می زد. صدای زنگ تلفن ساعت سه نصفه شبه که بابای دختر بچه رو رو احضار می کردن برای یه پرواز اضطراری برای حمل جنازه ها به تهران. یه زن جوونه وقتی که بچه دو ساله اش می پرسید کی بابا میاد می گفت فردا درصورتیکه شش ماه پیش شوهرش تو آخرین پرواز پودر شده بود.پیر زنیه که میامد خونه رو تمیز کنه و تعریف می کرد پسرش سه روز مونده به پایان سربازیش کشته شده.
من یه آدمم که دلم می خواد زنده بمونم حتی تو این نکبت و لجنزاری که برامون درست شده.دلم می خواد بدونم شوهرم شب میاد خونه دلم می خواد پسرم تا صبح راحت بخوابه .دلم می خواد بدونم الان برادرم داره با دوستاش الواطی می کنه نه اینکه مغزش متلاشی شده.یادم نیست کی گفته بود که هیچ آرمانی با ارزشتر از زندگی نیست .منم اینو باور کرده ام.
خیلی نامردن اینایی که به خاتمی فحش می دن . مخملباف تو گنگ خوابدیده می گه اینا شور سیاسی دارن نه شعور سیاسی. چرا بیشعوری خودمون رو تقصیر اون میندازیم.هنر سیاستمدار حقه بازیه. همینایی که می گن خاتمی مارو گول زد چند سال دیگه با شعارهای جدید یکی دیگه می رن رای میدن. ما تا صد سال دیگه همینجور احمق می مونیم(یکی می گفت تا وقتی نفت داریم)
شاید خاتمی تو این تصمیم که ما بتونیم چند وقت دیگه راحت بخوابیم یه جورایی نقش داشته پس میشه بازم تحملش کرد.