یه اتفاق در سرزمین مرد پرور من:
این اتفاق چند هفته پیش در یکی از بیمارستانهای جنوب تهران روی داد. حدود 35 نفر در حیاط جمع شدند .بوی اسپند ,ساز و دهل و حلقه های گل.عکاس و فیلمبردار ,دو گوسفند در انتظار قصاب و رقص محلی .این همه شور و هیجان و ساز و آواز برای زنی چهل و پنج ساله بود که هشت فرزند دختر داشته و این بار پسر به دنیا آورده.چهار داماد و نوه های این زن نیز به استقبال برادر زن و دایی کوچک خود آمده بودند.همسایه ها می گویند از یک هفته پیش کوچه چراغانی است و وسط کوچه پر از گلدانهای گل است و هر روز از رهگذران با شیرینی و شربت پذیرایی می شود .یک گاو و چهار گوسفند از اردبیل آورده اند که جلوی پای مادر و نوزاد بکشند.دیشب به همه همسایه ها چلو گوشت داده اند.کارکنان بیمارستان انعامی دو برابر روزهای معمولی گرفته اند . ماشینهای همراهان گل زده شده است.
ظهر بیمارستان آرام گرفت. در اورژانس باز شد. زنی را آوردند که شوهرش او را از بالای پله ها به پایین پرت کرده بود.عصر که شد جنین مرده بود و مادر در اغما بود.
نقل(با تلخیص)از روزنامه شرق ـ شنبه 15 شهریور