عزیزم پول بردار از طرف من واسه خودت یه چیزی بخر! جمله ای که هر سال من می شنوم و هرچی هم توضیح بدی که تو این روز آدم دوست داره شوهرش براش یه چیزی بخره (که معمولا" به دردنخوره)فایده ای نداره.زیاد هم غر بزنی می گه ای بابا عجب غلطی کردیم زن گرفتیم یه روز تولده ,یه روز روز زنه ,یه روز روز مادره ,یه روز سالگرد ازدواجه, یه روز عیده!!!یادم نبود امسال اولین سالیه که مادر هم شده ام خرجش سنگین می شه.
قبل ازازدواجم که هنوز عجیب غریب بودم فکر می کردم یعنی چی که می گن روز زن .همین یعنی تبعیض .وقتی روز مرد نداریم روز زن هم معنی نداره.اولین روزی که با شوهرم آشنا شدم همینطور که قدم می زدیم رسیدیم به پارک رفتگر زیر پل گیشا.اونجا هم حس روشنفکریم گل کرد و گفتم وقتی پارک دکتر نداریم پارک رفتگر هم بی معنیه وهمین باعث می شه آدم یادش بیاد رفتگرها قشری هستند که دیده نمی شن و بایدبه این وسیله به یاد مردم بیاد که اینها هم وجود دارن.اون موقع شوهرم مخالفت کرد و یه عالمه حرف زد که من هیچیشو یادم نیست فقط یادمه سکوت کردم(شاید چون ترسیدم دیگه من رو نگیره!).ولی الان می بینم زیاد هم بد نیست که یه روز به اسم زن باشه ولی به شرطی که خراب نشه یعنی اگه تو این روز مردا مثل همیشه رفتار کنن برای زنها سخت تره و بیشتر احساس بدبختی بهشون دست می ده چون خودشون رو برای یه روز هیجان انگیز آماده کرده اند و اگه معمولی باشه یه جورایی سرخورده می شن. حسش شبیه حسی می شه که من روز زایمانم داشتم.همیشه فکر می کردم این روز خیلی هیجان انگیزو باشکوهه.قرار بود کلی قر و فرم رو درست کنم و طی مراسمی با همه اهل و عیال بریم بیمارستان ولی از اونجا که پسرم فکر می کرد این دنیا حلوا خیر می کنن به جای سی شهریور چهارم به دنیا اومد .اون روز من الکی و به اصرار مامان رفتم بیمارستان چون مطمئن بودم زوده. ولی آقا پسر اومد بدون هیچ تشریفاتی . من ساعت چهار رفتم توی اتاق و چهار و ربع مراسم تموم شدو هیچ کس هم جز مامانم تو این مراسم بی شکوه نبود.حالا اگه قبلا" واسه خودم بزرگش نکرده بودم اینجوری وا نمی رفتم.حالا هم باید سعی کنم اصلا" به سه شنبه فکر نکنم چون مطمئنم همون جمله عزیزم پول بردار از طرف من یه چیزی برای خودت بخر رو می شنوم.