|
|
||||
|
|
||||
|
اصلا" امروز از صبح بد اخلاقم شاید چون مادر شوهرم می خواد بیاد اینجا و من مجبور شدم مهمونی خونه مادر بزرگم رو کنسل کنم. به سرور محترم زنگ زدم و به جای اینکه بگم عزیزم امروز یه ذره زودتر بیا دیگه آخر هفته است و نباید خودتو خسته کنی گفتم امروز زودبیا توله ات رو نگه دار می خوام برم آرایشگاه قبل از اینکه مامان جونت باز بگه چقدر موهات بلند شده بد شدی( مادر شوهر من دو تا تکیه کلام داره که من هنوز نتونستم باهاش کنار بیام به هر کی میرسه یا می گه چقدر چاق شدی یا می گه موهات بلند شده بد شدی)اونم برام فاتحه ای نخوند و گفت اگرم زود بیام می خوام بخوابم خسته ام.من نمی دونم آدمی که صبح ماتحت مبارکش رو از رو تخت می ذاره تو ماشین بعد هم تو شرکت زیر کولر می شینه و چهارتا محاسبه می کنه و هی چایی می خوره و لاس می زنه چه جوری می شه که خسته می شه؟
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||