|
|
||||
|
|
||||
|
بعضی از زنها غیر قابل تحملند البته برای من. نفرت انگیزند و در نهایت دروغگویی. آدمی که به خودش دروغ بگه وحشتناکه و اگه این دروغشو باور کنه قطعا" به قول علما!!! در جهل مرکبه. چند روز پیش یه فیلم عاشقانه دیدم از همین فیلمهایی که تو ایران فیلمفارسی گفته می شه و درجه ج می گیره و اگه به کسی بگی این فیلم را دیدی پوزخند تحویل می گیری و متهم می شی به بی کلاسی و عوام بودن. ولی به هر حال من دیدم و اتفاقا" یه جاهایی حال هم کردم. موضوعش رابطه عاشقانه یه مرد مسن اهل ادبیاته با یه دختر جوان . موضوع فیلم و بازیها که چنگی به دل نمی زد فقط حرفهای لطیف و شاعرانه مرد بود که آدمو مشتاق دیدن فیلم می کرد. البته درسته چون من چندین سال همه چیزم ادبیات بود از مکالمه اونا بیشتر لذت بردم ولی کدوم زنیه که بتونه بگه دوست نداره از این حرفا بشنوه؟ من نمی تونم باور کنم زنی بگه من دوست ندارم اینطوری توسط مردی غیر از شوهرم ستایش بشم.درسته که یه آدم سالم به همچین ستایشی جواب نمی ده ولی تا مدتها بهش فکر میکنه. من خودمو همیشه جزو زنهای تقریبا" نرمال میدونم که معتقدم به حفظ حریم خانوادگیم ( نه از روی اعتقادات مسخره و به اجبار بلکه صد در صد به انتخاب خودم) ولی با این حال می دونم که ستایش شدن چقدر برای یه زن حیاتیه و چقدر ارضاش می کنه . شوهر آدم اگه از صبح تا شب قربون صدقه آدم بره به اندازه نیم نگاه یه مرد دیگه نیست.ولی کی جرات داره اینا رو بگه .به شوهرت که بگی فوری می گه اسلام حق داشته مجازات سنگسار براتون وضع کنه به دور و بریهاتم که بگی میگن وا! زنه بعد از پنج سال شوهرداری و یه بچه هنوزم تنش می خاره!!! حالا بیا و صد دفعه بگو باباجون من منظورم اینه که ذات زن اینجوریه سرشتش اینه که دوست داره همیشه در مقام معشوقی باشه و ستایش بشه.اصلا" ولش کن . تلویزیون یه تبلیغی داره که می گه مهم نیست چه دوغی باشه مهم اینه که پاستوریزه باشه حالا ما هم میگیم مهم نیست آگاهانه باشه مهم اینه که سالم باشی.
|
|
|||
|
March 2003
|
||||
|
|
||||